امروزه برای ارزیابی عملکرد سازمانها ، شرکت ها ، موسسات و بخصوص در سطح های کلان تر از پارامتر های مختلفی استفاده می شود ، که شاید از بین آنها مهمترین شاخص را که امروزه مدیران ملاک قــــرار می دهند پارامتری به نام بهره وری بدانیم
بهره وری دارای تعاریف متعددی هست که از سوی صاحبنظران مدیریت مطرح گردیده که در اکثر تعاریف بهره وری به کارایی و اثر بخشی اشاره شده که برای روشن تر شدن مفهوم بهره وری ابتدا تعریـــــــفی از کارایی و اثر بخشی را مطرح می کنم
اثر بخشی : درجه دسترسی به هدفهای از پیش تعیین شده در هر سازمان ، میزان اثربخشی در هر سازمان نشان می دهد . به عنوان مثال با این سوال مواجه می شویم که آیا مشکلات سازمان را به درستی تشخیص داده ایم ؟ و درصدد رفع آنها برآمده ایم ؛ به طوری که به هدف های سازمان در موعد مقرر دست یابیم ؟
جواب این سوال در اصل میزان اثربخشی کسب شده را روشن می سازد .
کارایی : به اجرای درست کارها در سازمان مربوط می شود یعنی تصمیماتی که با هدف کاهش هزینه ها و افزایش مقدار تولید و بهبود کیفیت محصول و ... اتخاذ می شود
حال برای تعریف بهره وری تعریفی را که سازمان بین المللی کار ارائه داده مطرح می کنم :
بهره وری عبارتست از نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید ( زمین ، سرمایه ، نیروی کار ، مدیریت )
که در اطلاعیه تشکیل مرکز بهره وری در ژاپن در سال 1955 در ارتباط با اهداف ناشی از بهبود بهره وری چنین بیان شده :
حداکثر استفاده از منابع به روش علمی به طوری که بهبود بهره وری به کاهش هزینه های تولید ، افزایش اشتغال و بالارفتن سطح زندگی همه آحاد ملت منجر شود .
اکنون با این زمینه فکری نسبت به بهره وری به عنوان شاخص ارزیابی عملکرد ، به جایگاه ایران در برخی از موارد بررسی شده می پردازم
بهره وری نیروی انسانی
میزان بهره وری نیروی کار در ایران در سال 69 نسبت به سال 64 حدود 25% کاسته شده است یعنی 25%رشد منفی داشته ایم در حالی که در این سالها میزان بهره وری در هنگ کنک 40% ، تایلند 37% ، تایوان 36% ، کره جنوبی 34% ، سنگاپور 27% ، هند 19% و پاکستان 14% افزایش یافته
بهره وری مواد غذایی
ایران جز سه کشوری هست که بیشترین میزان ضایعات مواد غذایی را در جهان دارند که متاسفانه این مقدار ضایعات می تواند غذای 15میلیون نفر باشد
بهره وری ساعات کار
ساعات کار مفید در ژاپن 49 تا 60 ساعت در هفته و در کره جنوبی به 54 تا 72 ساعت در هفته و در آمریکا 36 تا 40 ساعت در هفته و در صنایع کشور ما ساعات کار مفید هفتگی به 6 تا 9 ساعت می رسد

آقای شهنام طاهری در کتاب(بهره وری و تجزیه وتحلیل آن در سازمان ها) اشاره به پژوهشی شگفت انگیز می کند که ساعات کار رسمی سازمانی 52 ساعت کاردر هفته بوده به عبارتی 44 ساعت به اضافه 8 ساعت اضافه کار که نتیجه پژوهش نشان داده که در عمل فقط 7ساعت و 8دقیقه کار مفید انجام شده
بهره وری انرژی
نرخ مصرف سرانه انرژی در ایران بالاترین نرخ مصرف سرانه در دنیاست اگر مصرف انرژی در ایران به عنوان مثال 100 باشد در چین 33 در هند 19 در اندونزی 14 می باشد
با نگاهی اجمالی به امارهای ارائه شده در می یابیم که با کشورهای توسعه یافته و حتی در حــــــــــــال توسعه از لحاظ میزان بهره وری اختلاف فاحشی داشته ایم که متاسفانه این اختلاف در زمان ریاست جمهوری جناب آقای احمدی نژاد به اوج خود رسیده
این رشد منفی در زمینه بهره وری سوای عوامل محیطی که تاثیر های خاص خود را بر عملکرد ســــازمان ( که در سطح خرد می تواند یک شرکت و در سطح کلان یک دولت باشد ) گذاشته اند و می گذارند می توانیم به عامل مهمی به نام بی کفایتی در امر مدیریت کلان جامعه اشاره داشته باشیم .
مدیریتی که بیشتر بر مبنای اصول علمی باشد بر روی روش های عامه پسند استوار است .در تئـــــــوری های مدیریتی داریم کسی که به عنوان شخص اول مملکت منسوب می گردد بر او واجب است که به اهداف استراتژیک سازمان بنگرد و شیوه ها و متد مناسب جهت رسیدن به این اهداف را طراحـــــــــــی و ترسیم کند. که بر خلاف این اصل جناب آقای احمدی نژاد با حرکت عامه پسندی چون دیدار های استانی سعی بر این دارد که افکار و عقاید اکثریت جامعه را باخود همراه و همگام سازد . مقامی که تک تک دقایق و ساعت های کاریش باید در جهت هموار سازی راه پیشرفت و توسعه کشور صرف گردد در جاده ها و سفرهای استانی به پست ترین نوع خود به هدر رفته و از بین می رود .
در تعریف بهبود بهره وری اشاره شده که با کمترکردن هزینه به بهترین نتیجه مطلوب برسیم که عکس این تعریف مشاهده می کنیم که با بیشترین هزینه ( صرف زمان و منابع مالی ) به پایین ترین نتیجه ( براورده کردن خواسته های یک یا دو روستا ) دست می یابیم
بگذار سر به سینه من تا
كه بشنويآھنگ اشتیا
ق دلي دردمند راشا
يد كه پیش ازين نپسندي به كار عشقآزار ا
ين رمیده سر در كمند رابگذار سر به سینه من تا بگو
يمتاندوه چیست عشق
كدامست غم كجاستبگذار تا بگو
يمت اين مرغ خسته جانعمر
ي است در ھواي تو از آشیان جداستدلتنگم آن چنان
كه اگر ببینمت به كامخواھم
كه جاودانه بنالم به دامنتشا
يد كه جاودانه بماني كنار منا
ي نازنین كه ھیچ وفا نیست با منتتو آسمان آب
ي آرام و روشنيمن چون
كبوتري كه پرم در ھواي تويك
شب ستاره ھاي ترا دانه چین كنمبا اش
ك شرم خويش بريزم به پاي توبگذار تا ببوسمت ا
ي نوشخند صبحبگذار تا بنوشمت ا
ي چشمه شراببیمار خنده ھا
ي توام بیشتر بخندخورشید آرزو
ي مني گرم تر بتابامروز بعد از مدتی غیببت توانستم تا رساتر از فریاد را که تنها زمزمه ای از آن شنیده می شود را بنا به دعوت دوست بزرگوارم جناب آقای هادی حبیبی به روز کنم امیدوارم عذر این بنده حقیر را در کوتاهی در پاسخ به دعوت پذیرا باشد .
خوب همانطور که از تیتر پیداست باید به کتابهای ناتمام و خوانده نشده اشاره داشته باشم که این خود می تواند کتابی باشد ، که به جهت احترام به حوصله و زمان مخاطبم به اختصار چند کتاب را عنوان می کنم
کتابهای ناتمام
ضحاک ماردوش :کتابی از شادروان سعید سیرجانی که به لطف دولت آقای خاتمی اجازه چاپ گرفت و به دست دولت جناب احمدی نژاد ممنوع گردید
وضعیت آخر و ماندن در وضعیت آخر :این دو کتاب که بهم مرتبط می باشند توسط تامس آ .هریس قلم زده شده که می توان آنرا رنسانسی در علم روانشناسی دانست که موجب اجرایی تر شدن این علم گردیده و سه عنصری را که رفتار آدمی از آن سرچشمه می گیرد ( من کودکی ، من والد ، من بالغ ) تشریح می کند این کتاب توسط اسماعیل فصیح ترجمه گردیده
جلد دوم دکتر مصدق و نهضت ملی ایران :این کتاب با جمله معروفی از مجله تایم آغاز می گردد "پیکری چندان نحیف که گویی به یک باد از پای در می آمد ، با چهره ای زرد رنگ و فرو افتاده ، چشمانی نمدار و دستانی لرزان اما اراده ای سخت تر از صخره کوه سار البرز و پر شراره تر از نفت آبادان ...
تنها در یک کشور اسلامی ممکن هست پدیده ای چون دکتر مصدق به وجود آید . " ( مجله تایم ، 4 ژوئن 1951 )
این کتاب توسط محمد علی موحد نوشته شده و می تواند در کنار کتاب های دیگری که در رابطه با دوران مصدق به رشته تحریر درآمده مفید وسودمند باشد
فلسفه دکارت :این کتاب جیبی از مجموعه ای بسیار ارزنده تحت عنوان نام آوران فرهنگ هست که تیمی به سرپرستی آقای دیهیمی
آنرا ترجمه کرده مجموعه بسیار ارزشمند بوده و فلسفه را از غالب خشک خود خارج ساخته و فراگیری آنرا برای دوستداران آسان نموده
کتابهای خوانده نشده
خوب برای این تیتر فضای نمونه ای (کتابخانه شخصی ام)می بایست تعریف کنم که در غیر اینصورت از نام بردن کتاب های مورد علاقه ام نا توانم
کتاب امینه و خانوم و از دل گریخته ها نوشته مسعود بهنود
در آستین مرقع نوشته سعید سیرجانی
امیر کبیر و ایران نوشته فریدون آدمیت
کمدی انسانی نوشته سیمین دانشور
/program/fplayer.swf"/>TinyFx[/URL]

مجید انصاری
اسحاق جهانگیری
محمد صدر
اسدالله کیان ارثی
نجف قلی حبیبی
محمود دعایی
نرگس کریمی
محمد اشرفی اصفهانی
جواد اطاعت
کامل تقوی نژاد
سهیلا جلودارزاده
محمد جمشیدی گوهری
افشین حبیب زاده
الیاس حضرتی
حسن خلیل آبادی
الهه راستگو
علـیرضا رحیمی
عباس علی زالي
ابوالفضل شکوری
حسن عابد جعفری
حبیب عجایبی
بهزاد قره ياضي
محمد قمی
طیبه گلپايگاني
علیرضا محجوب
وحيد محمودي
سعید معید فر
فرح ناز مینایی پور
سيد افصل موسوي
متاسفانه ما از گذشته نمی خواهیم درس بگیریم و همواره می خواهیم تجربه تازه و جدیدتری بدست آوریم در صورتی که با کمی تامل در گذشته می توانیم دریابیم که ترور شخصیت و اشخاص و مکتب و ... در نهایت نه تنها منفعتی ندارد بلکه حاصل آن نتیجه ای منفی خواهد بود
بارها و بارها خواندیم و شنیدیم که سقراط برای مقابله با سوفسطاییان هیچ گاه رو به تخریب شخص یا مکتبی نیاورد بلکه همواره بدنبال ترویج افکار خودش بود و فکر خود را به مردم و همراهانش انتقال می داد و از همه مهمتر بزرگترین افتخارش که بر آن می بالید این بود که برخلاف سوفسطاییان ، آگاه بر این بود که نادانست .
با کمی تامل در اعمال و افکار سقراط می توانیم دریابیم که اعمال و کردارمان تا حدودی مغایربا سقراط بوده است و درست پا در جای پای پروتاگوراس ها و مغلطه گران امروزی گذاشته ایم که با افکار متحجرانه و سودجویانه خود به فریب مردم و سفسطه گری پرداختند .
برای مثال زیاد راه دور نمی روم . بعد از دوره آقای خاتمی بود که شروع به تخریب آن بزرگوار کردیم و برچسب هایی از قبیل کمکاری و کوتاهی و ... زدیم تا راه و حرکت خود را متمایز از راه ایشان بدانیم آقای هاشمی و دیگر کاندیداها را طوری زیر سوال بردیم که بتوانیم حقانیت خود را به اثبات برسانیم . ثمره این حرکات چه بود و به کجا رسیدیم ؟
در حال حاضر در نقطه ای قرار گرفته ایم که آقای خاتمی دوباره بتمان گشته و حمایت از آقای هاشمی را امری اجتناب ناپذیر می دانیم ( البته باز جای خرسندیست که به این باور رسیدیم ) البته ناگفته نماند که بر روش سابق خود برای اثبات حقانیت هنوز پایبندیم با این تفاوت که مصداق ها یا به عبارتی اشخاص تغییر یافته اند .
ای کاش که کمی برای آینده تامل داشتیم که امروز عامه مردم از ما حداقل چهره ای پر از ابهام در ذهنشان بوجود نمی آمد .البته این نکته در آخر نظرم ناگفته نماند که این به معنای نقد نکردن و پذیرفتن همه اعمال این اشخاص نیست و همیشه بر این باور بوده ام که راه رسیدن به کمال با سه ابزار مهم هموار می گردد و آن چیزی نیست جز نقد و نقد و نقد ( البته منصفانه )
و از دوست خوبم مجید به خاطر مطلب جدیدش ( مکن نام نیک بزرگان نهان) سپاسگذارم که خواب راحت و آسوده ام را آشفته ساخت .
تعارض را می توان اینگونه تعریف کرد
فرایندی که در آن نوعی تلاش آگاهانه به وسیله الف انجام گیرد تا تلاش های ب را خنثی کند ؛ البته از طریق سد کردن راه او ، که در نتیجه ب در مسیر نیل به هدف خود مستاصل می شود ؛ یا این که الف بدان وسیله بر میزان منافع خود می افزاید .
اندیشه تعارض نیز همانند سایر اصول دیگر سالها تحت بررسی بوده و حول این اصل ، دیدگاههای مختلفی شکل گرفته است که می توان از میان دیدگاهها و مکاتب مختلف به دیدگاههای سنتی و روابط انسانی و دیدگاه تعامل اشاره ای اجمالی داشت
دیدگاه سنتی : اصل تعارض را امری منفی می داند و بر این باور است که همواره باید از تعارض در سطح گروه و جامعه اجتناب کرد . این دیدگاه تعارض را با واژه هایی چون سرکشی ، تمرد ، تخریب ، بی منطقی همراه می سازد
دیدگاه روابط انسانی : تعارض را امری غیر قابل اجتناب می داند و بر این باور است که الزاما نباید آن راشر نامید بلکه می توان از آن به عنوان نیرویی مثبت در گروه و جامعه به کاربرد
دیدگاه تعامل : این دیدگاه بر این اساس قرار دارد که نه تنها تعارض در گروه یک نیروی مثبت هست بلکه وجود تعارض امری واجب و بسیار ضروری است و باعث افزایش اثر بخشی و موفقیت گروه می شود
البته لازم به ذکر است که هرنوع تعارض در دیدگاه تعامل صرفا خوب نیست . در این دیدگاه تعارض می تواند سازنده یا ویرانگر باشد وهمچنین سازنده یا ویرانگر بون ان در هرگروه و یا جامعه متغیر هست به این معنی که در بعضی از گروهها موجب بهبود عملکرد و در گروهی دیگر ویرانگری را به همراه دارد
اکنون با داشتن اطلاعات نسبی در رابطه با اصل تعارض نگاه ما به این مهم به عنوان امری نامطلوب ومنفی یا بازدارنده به امری مثبت و اثربخش در جهت اهداف گروه ، جامعه تغییر پیدا می کند
حال این پرسش مطرح می گردد که تحت چه شرایطی می توان تعارض سازنده را در میان اعضای گروه و جامعه به جهت رشد و ارتقا اهداف ایجاد نمود ؟
برای برقراری تعارض سازنده در گروه ها و جامعه باید بستری برای آن فراهم نمود که این بستر متشکل از عوامل متعددی است
یکی از این عوامل که نقش بسزایی در ایجاد آن دارد ، گوناگونی فکر وتعدد وتنوع آرا و عقاید محسوب می شود . البته فکری که به مرحله ظهور و بروز رسیده باشد . چون در غیر اینصورت حالت اجتناب رخ داده و تعارض ایجاد نمی گردد و این گوناگونی فکر زمانی می تواند میسر باشد که دموکراسی و آزادی بیان در جامعه تعریف شده باشد که در غیر اینصورت در ظاهر همه با سیاست های حاکمیت همگام و همراه هستند !
به عنوان مثال دولت هایی که سیاست های خود را مبنی برتک حزبی بودن و یا مملکت بدون حزب را اتخاذ می کنند ، نیروهای مخالف دولت در این جامعه یا از بروز فکرمنتقدانه خود اجتناب می کنند یا در صورت بروز فکر مغایر ، برچسب هایی چون تشویش اذهان عمومی ، دشمن ضد خلق ، عنادبا ... خورده و درنهایت سرکوب می گردند .
شاعر و دبیر ارجمند اقای مسعود محمودی متخلص به شباهنگ در یکی از روزها ترانه زیبای ژاپنی را ( هرگز نمیر مادر ) تیتر انشا قرار داد بر حسب اتفاق یکی از دانش اموزان در ان هفته مادرش را از دست داد . و او چنین میگوید :
....... من بی خبر از همه جا او را برای خواندن انشا دعوت کردم ، حال مجسم کنید که بر او و من چه گذشت . او ان روز استقامتی بزرگ داشت انشایش را تا به اخر خواند و من نیز این قطعه را برای التیام غمش سرودم :
کلاس درس ارام است و سنگین است
و من با گام هایم سینه اش را رنجه می دارم
همه ارام و خاموشند
و بر عکس همیشه ، چهره ها در رنج می بینم
نفس ها مرده در سینه
نگاه مات شاگردان برایم تازگی دارد
کلاس درس انشا درس سختی نیست
چرا پس بچه ها ارام و خاموشند
صدای من سکوت خسته را در خویش می کوبد
بیا هرمز بخوان انشای مادر را
و یکباره کلاس از نرمش خود دست می دارد
و هرمز با صدای خسته اش ارام می خواند
برای مادرم من هدیه ای دارم
ولی بیتاب اما گرم
برای مادر بیچاره ام کز خانه ما رفت
و ناگه بغض در راه گلویش بغمه میگردد
و شاگردان همه در خویش میلولند
یکی ارام مینالد که .....
هرمز مادرش مرده
و انگه سیل اشک از دیدگانش راه می گردد
و بر چشمان این امید های دور
سرشکی گرم می غلطد
و هرمز همچنان با لرزش محسوس می خواند
ولی بیتاب اما گرم
و من هم در درون خویش ارام می گریم
کلاس درس انشا درس سختی نیست !
پوریای عزیز من و دوستان را در غمت شریک بدان